زندگی نامه هلنا
 
نويسندگان

ماشاء الله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

برادرزاده عزیز من متولد اول اسفند 92 هستش و کلی با اومدنش هممونو شاد کرد.

[ چهارشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٩:٢٢ ‎ق.ظ ] [ زهرا ] [ نظرات () ]

این استند رو خواهرم طراحی کرده و عکس هلنا اون وسط میدرخشه. چقدر زمان زود میگذره. انگار دیروز بود که این عکسا رو از هلنا گرفت.

این سمپوزیوم توی اتاق بازرگانی اصفهان 8 خرداد93 برگزار شد.

[ سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ زهرا ] [ نظرات () ]

هلنا توی محل کار مامان جون

تولد عمه جون شهزاد

باغ رضوان و بستنی خوردن هلنا

باغ بهادران

سرزمین رویایی

دوستای عزیزم دیگه به لطف مامان آسمان جون روش سریع آپلودکردنو یاد گرفتم. هر روز میام با یه سری عکس جدید و قدیمی.

[ یکشنبه ٦ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ زهرا ] [ نظرات () ]

[ شنبه ٥ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ] [ زهرا ] [ نظرات () ]

بالاخره اول مهر شد و هلنا رو بردم مهد. یه کمی نا آرومی کرده و از اول تا آخر بقل خاله منصوره بوده.

امروز که دوم مهره دوباره هلنا سرحال و قبراق رفت مهد ولی ساعت 8:30 زنگ زدنکه بیاین ببرینش چون آروم نمیگیره و خودش اذیت میشه. نمیدونم آخرشچی میشهمتفکر

[ چهارشنبه ٢ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ زهرا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به نام خدا من و امیر در تاریخ 16 مرداد 1385 عقد کردیم بعد از اتمام درسمون 27 آذر 1388 رفتیم خونه خودمون و سوم خرداد 1391 خدا بهمون یه دختر خوشگل و مامانی هدیه داد.
صفحات دیگر
امکانات وب